تو دلم غوغایی که نگو! از اینکه تو دلم یک رازی دارم که فقط خودم می دونم یک حس عجیبی دارم. نمیدونم خوشحالم یا ناراحت. فقط میدونم حس بدی نیست و یک جورایی کامل تر شدم.

خسته نیستم، فریادم تا آسمان دلم می رسد و چشم آبی اش را سقف خانم کردم.

وقتی سکوتم را می شکند دنیایم رنگ دیگری می گیرد.

...........................

رنگ چشمانت را دوست دارم، خندیدنت، قهر و آشتی ات را دوست دارم