چرت و پرت!
می دانم برای یک هفته می روی، اما نمی دانم چرا احساس می کنم اینهمه از من دور می شوی. کویر دلم را باران تاباندی و بر سایه سار دلم، بذر امید. اما کجا چنین شتابانی وقتی که مرا دیوانه کردی، سخن رفتن در میان آمد، دلم را تپنده ای و عقلم را رونده
با رفتن تو نمی دانم چه کنم
از خود دل کندن جانکاه است
+ نوشته شده در چهارشنبه ۹ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۱۳ ق.ظ توسط جمال
|