عشق اتفاق است اما جدایی قانون

این دنیای غدار چه می کنه با ما! وقتی داره همه چی خوب پیش می ره یکهو موبایلت زنگ می زنه و می گه ...... ای دل غافل
می بینی همه چی اونجوری که می خواستی نیست. این چه بازی است که با ما می کنی ای روزگار
چرا اینقدر زجرم می دی چرا اینقدر با من بازی می کنی
هر وقت پای صحبت یکی که دلش شکسته بود می نشتم می گفتم نه بابا و با خودم می گفتم ولی قرار نیست که همه اینجوری بشن
ولی الان حس می کنم که همه باید یک دفعه تنشون به تن اون بخوره
تازه می فهمم که اونا چی می گفتند و چی کشیدند. هر ثانیه اش درد آور است. هر وقت یادت می یاد دلت می خواد زمین و زمان را آتش بکشی. بد و بیراه بگی و خلاصه اینکه آتش می گیری
حالا تازه می فهمم که آشنایی یک اتفاق است اما جدایی قانون
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۳:۲ ب.ظ توسط جمال
|