وقتی از خواب بیدار شد از سگ بودن خود خسته شده بود تصمیم گرفت دیگر سگ نباشد لباسهایش را عوض کرد و برای اینکه خودش را قانع کند که دیگر سگ نیست از گوسفندان خواست بگویند که او دیگر سگ نیست و گوسفندان گوسفند نیز او را تایید کردند و او سرمست از این موفقیت به پایکوبی برخواست

اما اولین گربه ای که از آنجا رد می شد با صدای بلند گفت:

عجب سگ خری!