سکوت

کاش سکوت را مرهمی بود![]()
کاش سکوت را دری بود سوی![]()
آفتاب و روشنایی![]()
..................
کاش می شد رفت تا دوردست ها
تا که شاید یافت مرهمی بر این زخمها![]()
تیره شده آسما دلم رفت ![]()
آمد باز فصل ناملایمی ها ![]()
فصل سرد تنهایی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نمی رود به خواب چشمانی که تو را دیده است![]()
![]()
تویی که سراپا وجودت همه گلهای دنیاست![]()
تویی که لب غزلنوشت دریای شیرین است![]()
تویی که با موج نگاهت ساحل دلم را ویران کرده ای![]()
تویی که مرا در انبوده زلفان پنهان کرده ای![]()
تویی که سرآغاز هستی برای من![]()
تویی که دوستت می دارم![]()
و نمی رود به خواب دو چشمان پر حسرتم![]()
از روزی که تو را دیده است![]()
مگر اینکه گمان برند که تو را در خواب ببینند![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۴۳ ب.ظ توسط جمال
|