مرد همسایه

مرد همسایه مان قلب مهربان داشت
مرد همسایه مان دستهای لرزان داشت
مرد همسایه مان غُصه های فراوان داشت
مرد همسایه مان دیگر اینجا نیست
مرد همسایه مان دیگر دستانش لرزان نیست
مرد همسایه مان دیگر هیچ غُصه ای ندارد
مرد همسایه مان خوابیده است آرام آرام
مرد همسایه مان دیگر دستانش لرزان نیست
مرد همسایه مان رفت اما دخترانش ....
مرد همسایه مان رفت اما سکوت سرد نشسته
مرد همسایه مان رفت به کوی یار
مرد همسایه مان دیگر دستانش لرزان نیست
مرد همسایه مان رفت اما دخترانش ....
+ نوشته شده در شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۸:۳۴ ب.ظ توسط جمال
|