من کودک دیروزم

خفته در خواب ناآرام

من کودک دیروزم

خفته در خاک

سوخته در آفتاب

من حجر دیار دیده ام

سوخته تنم

دست هایم کو

صورتم کو

حنجره ام از چه خاطر بسته است

من کودک دیروزم

تنم آبی

صورتم قرمز

آبله های پایم کفیده

من کودک دیروزم

خفته در خواب ناآرام

تنم شرحه شرحه از فراق

دیارم رفته بر باد فنا

و مردمانی که همچنان

پیش می روند

پیش می روند

به سوی قهقرا