قصه
با باد قصه ام را گفتم، طوفان شد
با نسیم که گفتم، غران شد
با رود که گفتم، خروشان شد
با دوست که گفتم، گریان شد
با بیگانه که گفتم، نالان شد
با هر که گفتم، پریشان شد
با یار که گفتم، خندان شد
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۵ ق.ظ توسط جمال
|