هر چه فریاد کردم کسی برای شنیدن نبود، جز سکوت
آب از خود شرم دارد این چه قیامتی است که کودکان آب ندارند از چی نمی دونم از کی نمی دونم چرا نمی دونم فقط می دونم دلتنگم ای طبلها فریاد کنید که کویر تشنه است و محتاج باریدن و من کویرم که نیازم تویی وتمام ذرارت وجودم تو را فریاد میکنند ای شبنم صبحگاهی و ای نسیم سحرگاهی به نیازم لبیک گو و نقطه ای باش بر خشکی کویر و تنهایی من! چشم ها گونه هایم را نوازش می کرد گونه هایم شر شر باران را حس می کرد قطره قطره از گونه هایم بر دلم می خورد دلم هر قطره را همچو مروارید نوازش می کرد دلم خون بود و بی اشک می گریسیت اما او مانده بود تا اشکهایم را نوازش کند او مانده بود تا اشکهایم بر زیر پا نیافتد و من همچنان دلتنگ بودم و باران همچنان می بارید سلام بر تنهایی سلام بر تاریکی شب سلام بر شب گریه داری سلام بر سکوت سلام بر نان و تخم مرغ سلام بر قورمه کچالو سلام بر نخود و لوبیا سلام بر برنج دم کرده سلام بر کوچه گشتی سلام بر شار گشتی سلام بر تنهایی دلم برایت تنگ شده است امروز باز شیطان آمد و آسمان دلگیر شد خورشید از شرم پنهان شد و سیاهی آسمان را پوشاند شیطان آمد و صدای انتحار برخواست صدای مرگ تنین انداز شد مادر دست به دعا دخترک لرزان اما بابا دیگر نیامد و دخترک همچنان آرام می گریست من کودک دیروزم خفته در خواب ناآرام من کودک دیروزم خفته در خاک سوخته در آفتاب من حجر دیار دیده ام سوخته تنم دست هایم کو صورتم کو حنجره ام از چه خاطر بسته است من کودک دیروزم تنم آبی صورتم قرمز آبله های پایم کفیده من کودک دیروزم خفته در خواب ناآرام تنم شرحه شرحه از فراق دیارم رفته بر باد فنا و مردمانی که همچنان پیش می روند پیش می روند به سوی قهقرا با باد
قصه ام را گفتم، طوفان شد با نسیم
که گفتم، غران شد با رود که
گفتم، خروشان شد با دوست
که گفتم، گریان شد با بیگانه
که گفتم، نالان شد با هر که
گفتم، پریشان شد با یار که
گفتم، خندان شد فریادی زد و غش کرد دو سه قطره آبی کمی شکر اما افاغه نکرد طبیبی بر بالین او بردم تا که گل شب بو به هوش امد اما تا باز مرا دید باز غش کرد اما من محتاج او بودم نمی دانم شاید قسمتم اینگونه است سلام بر ماه مهمانی خدا سلام بر سفره های به ظاهر خالی سلام بر عشقی که خدا نصیب ما کرد سلام بر رمضان و اکنون خداحافظ ماه خدا هر چند دلمان برایت تنگ می شود ولی شاید بهاری باشد تا دگر بار مهان تو باشم شاید برگ ریزانی دیگر آید و من بر سر این سفره مهمان باشم گذشت ولی افسوس چه زود و خاموش نشد از این سفره برداریم قدر نیاز ولی میزبان بزرگ است و مهربان رمضان رفت عید آمد بر همگان تبریک![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



